تبلیغات

دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است
یک ابدیت بی مرز است ، که از جنس این عالم نیست
.
.
عشق همواره با شک آلوده است
دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر
.
.
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی
دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال
.
.
عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است
دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج می گیرد
عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند
.
.
عشق طوفانی و متلاطم است
دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار وسرشار از نجابت
رفیق غضنفر باباش مرده بوده هی بی تابی میکرده .دوستاش بهش میگن برو دلداریش بده.میره پیشش میگه: ناپلون رو که میشناسی؟ اینهمه جنگ و فتوحات کرد آخر مرد.انیشتنم که میشناسی؟اینهمه کشف و اختراع کرد اخرش مرد.بابای تو که هیچ گهی نبود تو اینقدر براش بی تابی میکنی.
-------------------------------
گوشه ای از نامه عاشقانه غضنفر به زنش : بدون توی دنیا یه قلب هست كه فقط برای تو میتپه اونم قلب خودت .
-------------------------------
وقتی زنت خونه نیست چه كار میكنی؟ استراحت. وقتی هست چی؟ استقامت .
-------------------------------
غضنفر عینكش را دور دستش می چرخونه بعد میزنه چشش، سرش گیج میره میخوره زمین!
-------------------------------
یه چوب كبریته سرش رو می خوارونه آتیش می گیره .
-------------------------------
قاضی: شکایت شما از این اقا اینه که به شما گفته: احمق ، بیشعور ، نفهم...
شاکی: بله.عین حقیقته.
قاضی:پس اگه عین حقیقته چرا شکایت کردی؟
-------------------------------
به غضنفر میگن چرا میری سربازی؟ میگه والا فقط به خاطر مرخصی هاش
غضنفر میمیره، میبرنش بهشت. دو سه روز میگذره، یك روز میان ازش میپرسند كه همه چی میزون هست یا نه، میگه: والله همه چیز عالیه، فقط كمی هوا سرده! میبرنش دم مرز جهنم كه یخرده گرمای جهنم بخوره بهش، كه گرم شه. دوباره بعد از چند روز میان میپرسند: خوب اوضاع چطوره؟
میگه: والله همهچی خوبه، ولی هنوز یه ذره سوز میاد! میگن بابا تو اصلا" لیاقت بهشت رو نداری، میندازنش تو جهنم! بعد از چند روز میان، میپرسند: خوب بالاخره گرم شدی؟ میگه: والله اینجا بهتره، ولی هنوز هم یه ذره سوز میاد! شاكی میشند میندازنش طبقه هفتم جهنم، تو مركز آتیش. چند روز میگذره ، میان بهش سر بزنن ببینیند اوضاع احوالش چطوره. تا درو باز میكنند، غضنفر داد میزنه: داداش اون درو ببند، یخ كردیم .
-------------------------------
غضنفر داشت آب جوش میریخته توی باغچه! بهش میگن: چرا آب جوش میریزی تو باغچه؟؟ میگه: آخه چای كاشتم.
-------------------------------
غضنفر داشت دنبال جای پارك می گشته اما پیدا نمی كرد! در همون حال گشتن به خدا میگه: خدایا اگه یه جای پارك برام پیدا كنیا من نماز می خونم، روزه می گیرم كه یه دفعه یه جای پارك می بینه و به خدا می گه! خدا جون نمی خوادخودم پیدا كردم .
اس ام اس خنده دار و سرکاری در ادامه مطلب
گر بدانم پشت پلکم خانه ی توست
قلب تو زندان و من زندانیش / عشق تو حج است و من قربانیش .
آرام ترین تپش قلبم رو تقدیم می کنم تا بدونی که آرام بخش تمام وجودم تویی .
سعی کن به خاطر کسی که دوست داری غرورت را از دست بدهی نه به خاطر غرورت کسی که دوست داری را از دست بدهی .
من از این تکرارها و از این پوچیها ، من از این تردیدها و از این نگاه کهنه ، من از این احساس تلخ و از این تفکرات مبهم طراوت نگاه تو سفر خواهم کرد .
شنیدی که دلم گفت بمان ، ایست ، نرو / به خدا وقت خداحافظی ات نیست نرو / نکند فکر کنی در دل من مهر تو نیست / گوش کن نبض دلم زمزمه اش چیست ، نرو .
عالمی خوشتر از آن نیست که من باشم و دوست / این بهشتی است که در عالم امکان من است .
بهت نمیگم دلمی چون پر از غمه / نمیگم گلی چون عمرش کمه / نمیگم چشامی چون واست کمه / بهت میگم خودتی چون از تو بهتر کسی نیست !
تنهایی ، دوری ، دلتنگی ، بغض ، ناله و گریه همه و همه واسه یه لحظه با تو بودن .
هنوز هم زیباترین آوای دنیا برایم شنیدن خنده های توست / هنوز هم زیباترین طلوع برایم طلوع چشمان زیبای توست / هنوز هم غم انگیز ترین اتفاق برایم صورت اندوه ناک توست / هنوز هم آغوشت برایم مقدس است و دستانت زندگی بخش به جان من است / هنوز هم در کوچه های خلوت عاشقی ، در میان سکوت بوسه هایمان زندگی می کنم / شاید رهگذری مژده ای از رویای ماندگار و عشق جاودانه ام ، به همراه بیاورد .
فدای رفیقی که رو طاقچه ی دلش ، گاهی قاب ما رو هم یه دستمال میکشه .
شکسته های دلت را به بازار خدا ببر ، خدا خود بهای شکسته دلان است .
رنگ گل لاله رو لباته / دل در پی توست و چشم براته / من دوست دارم قد یه دنیا / روی سر ما عزیز تو جاته .
همیشه فکر می کنیم چون گرفتاریم به خدا نمیرسیم ولی در حقیقت چون به خدا نمیرسیم گرفتاریم !
دلت آیینه ی ایثار عشق است / نگاهت معنی بیدار عشق است / تو در آبادی دل خانه داری / تو را دیدن همان دیدار عشق .
خیلی وقتها آدما برای اینکه رو قولشون وایسند ، قولشون رو زیر پا میزارند تا بتونند روش وایسند !
آنکه دلی برای دوست داشتن به ما داد ، کاش دلی هم برای تحمل دوری ها می داد !
اگه دیدی تو آسمون دلت هیچ ستاره ای نیست ناراحت نشو ، خودم حاضرم تا صبح برات چشمک بزنم تا بشم تک ستاره ی دلت .
غریبه در حال عبور از جاده ای بی انتها بود و زیر لب با خود می گفت : جاده ی بیچاره ، تو هیچوقت معنای عشق را نخواهی فهمید ، و جاده در دل خود می گفت : لعنت به این عشق ، سالهاست که با التماس زیر پای تو افتاده ام و برای برگشتت جاده شدم ولی تو هرگز نفهمیدی .
میگن به کسی اس ام اس بده که راهش دور باشه ، من به تو چی بدم که تو قلبمی ؟
سه نوع گل داریم : یکی تو خونه ، یکی تو گلخونه ، یکی داره اس ام اس میخونه !
زندگی نیست به جز عشق ، به جز حرف محبت به کسی / ورنه هر خار و خسی زندگی کرده بسی .
قلب تو هرجا باشد گنج تو هم همان است . (پائولو کوئیلیو)
به سلام ها دل نمی بندم ، از خداحافظی ها غمگین نمی شوم ، دیگر عادت کرده ام به تکرار یکنواخت دوری و دوستی خورشید و ماه .
خدایا اگر سوزم سزا باشد / اگر دردم دوا باشد / ازین بدتر کجا باشد / که من از یارم جدا باشم .
تو یعنی معنی عشق ، تو یعنی تصویر پاکی ، تو یعنی خود سادگی ، تو یعنی سراسر یکدلی ، تو یعنی آخر پاکبختی ، تو یعنی تماما دیوانگی ، تو یعنی تجلی دلدادگی ، تو یعنی دلیل رنج ، تو یعنی دلیل گریستن ، تو یعنی آرامش مطلق ، تو یعنی امروز رفته ، تو یعنی آرزوی فردا ، تو یعنی بی تو هرگز .
امشب که محتاج تو ام جای تو خالی است / فردا که می یایی به سراغم نفسی نیست .
بدون که همیشه چشم انتظارم ، بدون که تو خیالتم تنها نیستی ، بدون که یه جایی یه کسی همه ی دنیاش تو هستی ، اینو بدون که با فاصله ها هرگز کمرنگ نمیشی .
عشق یعنی پاک ماندن بسیار / آب ماندن در مسیر انجماد / در حقیقت عشق یعنی سادگی / در کمال برتری ، افتادگی .
خنده بهترین اسلحه جنگ با زندگیه ، امیدوارم همیشه مسلح باشی !
هر خاطره زخمیست که من یاد تو باشم / هر یاد تو دردیست که بیمار تو باشم .
شیشه می شکند و زندگی می آید تا به ما بگوید تنها محبت ماندنیست ، پس دوستت دارم چه شیشه باشم چه اسیر سرنوشت !
روی گل زرشکی / با یک مداد مشکی / هزار دفه نوشتم / تو انتهای عشقی .
بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه ی خاص تو با کسی !
سر مشقهای آب بابا یادمان رفت / رسم نوشتن با قلم ها یادمان رفت / شعر خدای مهربان را حفظ کردیم / اما خدای مهربان یادمان رفت .
یه پایان تلخ خیلی بهتر از یه تلخیه ی بی پایانه !
شاد بودن هنر است ، شاد کردن هنری والاتر ، لیک هرگز نپسندیدم به خویش ، که چون یکی شکلک بی جان ، شب و روز ، بی خبر از همه ، خندان باشم ، بی غمی عیب بزرگیست که دور از ما باد .
من از تو صبر ایوب نخواستم ، عمر نوح هم نخواستم ولی عاشقی چون شیرین می خواهم .
زندگی ردیست به نام غم ، زندگی فریاد بلندیست به نام آه ، و دنیا پایان آروزهاست .
اشتباه نکن ، گور این عشق هزار سال پیش کنده شده بود ، من و تو همه ی این سال ها چه خنده آور سرگرم بزک کردن جنازه اش بودیم !